X
تبلیغات
رایتل

باید با سن بالا ساخت

جمعه 12 اسفند‌ماه سال 1384 ساعت 11:02 ب.ظ

 

چه جوری میسازی؟ حس نمیکنی سنت بالا رفته؟ هی! پیر که نشدی؟شایدم شدی ولی سعی می کنی به روی خودت نیاری....آدم که رسید به 18 سالگی تازه میفته تو سرازیری . این تازشه . درسته که تازه بهت میگن جوون اما جوونی آغازی برای پیری هستش. حالا این حرفا چه ربطی به موضوع وبلاگ داره بماند..

وای وای وای از ین زندگی آخخخخخخخخخخخ مامان روز اول فکرش بکن ساعت 5 صبح بیدار بشی با هزار تا آرزو بری دانشگاه یه دفعه آخخخخخخخخخ ببینی که اینقدر اتوبوسها شلوغه که حتی نمیتونی دستتو به میلش بگیری...  حالا که این که چیزی نیست بازم میگی مردم میخان برن ترمینال هیچی واسه من این خیلی جای تعجب داره که واسه یه دانشگاه هفت هزار نفری 5 تا اتوبوس کافیه؟

واقعاً 5 تا یستند یه چیزی حدود 30 تا هستند اما به نظر میاد همگی تنبلیشون میاد...

خلاصه وقتی یه اتوبوس میاد باید بری تو جمعیت و له بشی تا بتونی سوار بشی . حالا سوار شدنش هیچی مهم اینکه میری میبینی هر کس واسه 7 پشتش جا گرفته...

الان 2-3 روزه که اصلاً نت نیمدم . اونم منی که روزی 2-3 ساعت (حداقل) و 10 ساعت (حداکثر) به نت وصل بودم... خب شاید بدی دانشگاه آزاد به این باشه که از شهر دوره. مثلاً اگه دانشگاه اصفهان قبول شده بودم روزی 10 دقیقه فقط داشتم تا برسم بهش. 2 تا کوچه پایین تر از خونمونه..ولی خب من همیشه عاشق اردو بودم . امروز که تعطیل بودم اصلاً حال نکردم . کاش امروز هم بهم واحد داده بودند...

البته من در مورد سایت Iran drawingبیشتر روی شما حساب می کردم . معمولاً آدم رو هر کی بیشتر حساب کنه بدتر عمل میکنه. به خصوص دوستان خیلی نزدیکم در نت که فکر کردم واقعاً حرفهاشون حرفه...

خب دیگه بالاخره ما هم خدماتمون نسبت به دوستان رو قطع میکنیم....

اما یک نکته مهم اگر به اینجا سر زدین  توقع نداشته باشین که زودتر از 4شنبه و 5شنبه بیام

پیشتون . چون از شنبه تا 3 شنبه من صبحها از ساعت 5 صبح تا تقریباً عصر ساعت 6 بعد از ظهر دانشگاه هستم و واقعاً خیلی سرم شلوغه.

بزرگترین آرزویی که داشتم قبولیم در دانشگاه بود و خب از قبلش برای خودم برنامه ریزی کرده بودم.

اگر این ترم بتونم با کمک خداوند متعال همه درسها رو بگذرونم برای ترم تابستونه هم برنامه هایی دارم .

چون کاردانی برای کامپیوتر 5 ترم هستش . حالا شاید بشه که این رو یک سال و نیم فشرده تمومش کرد و رفت و وارد کارشناسی شد.فعلاً که 2 تا کتاب زبان ها رو گرفتم و میخونم . این 2 تا رو هم 5 واحد هستش و خیلی هم سرنوشت ساز . این ترم خوشون 17 واحد دادن ولی اگه به من بود 20 تا می گرفتم . دوستام که اکثرشون 4 الی 7 واحدشون رو حذف کردند. ولی من هم اراده دارم هم توکل به خدا و میگم